کدخبر : 5469
یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۷
اسماعیل افقهی؛

مدرن سازی ایران توسط محمدشاه قاجار

آنچه در دوره محمدشاه انجام شد چيزي جز تمهيد مقدمات اصول و لوازم مدرن ­سازي نبود. كوتاهي عمر دولت محمدشاه (14 سال) در مقايسه با دوران قبل و بعد، همراه با مسايل و مشكلات سياسي و اجتماعي روند تحقق مدرن­سازي را كند كرد. اما در دوره جانشين وي( ناصرالدين شاه)، فرصتي استثنايي براي ميرزا تقي­ خان فراهاني فراهم كرد تا با تكيه بر مقام صدارت به مدرن ­سازي همت گمارد.

مدنیت نیوز- یادداشت سردبیر: فرایند اصلاحات و مدرن­ سازی در ایران از نیمه نخست سده سیزدهم هجری/ نوزدهم میلادی آغاز شد. از آغاز این فرایند، وسیله­ ای برای انجام تغییر و مدرن­ سازی تلقی شد. شرایط تاریخی ایران در این قرن عامل مهمی برای شکل دادن به فرایند مدرن­سازی بود، فرایندی که در سراسر این سده هم­چنان ویژگی آن را تشکیل می­داد.

هم­زمانی تهاجم بین­ المللی (سیاسی، نظامی و تجاری) اروپا با استقرار مجدد اقتدار و نظارت مرکزی از سوی سلسله نوپای قاجاریه، پس زمینه آغاز فرایند مدرن ­سازی بود. در نتیجه، مدرن ­سازی در ایران چند ویژگی پیدا کرد. تغییرات مستلزم متمرکزسازی بود که دولت مسئولیت آن را به عهده داشت. این امر پیشبرد هدف­های دولت مرکزی را به زیان ساختارهای قدرت سیاسی و اجتماعی محلی، منطقه­ ای و غیررسمی ایجاب می­ کرد. مهم­ترین وجه دستگاه حکومت که دولت مردان قاجار تصمیم به نوسازی آن گرفتند، ارتش بود. دلیل آن هم واضح بود چون شکست نیروی نظامی قاجار در برابر نیروهای روس، دولتمردان ایرانی را به ضعف نظامی خود واقف کرده بود؛ به همین دلیل نیز تمرکز نخستین اصلاحات بر مسائل نظامی قرار گرفت. بنابراین اصلاحات و نوسازی صورت گرفته جنبه دفاعی داشت. شرایط بین­ المللی ناشی از توسعه ­طلبی امپریالیستی اروپا، مدرن ­سازی را به نیازی فوری و مبرم تبدیل کرد. اصلاح­ طلبان استدلال می­ کردند که اگر ایران نتواند توانمندی واقعی خود را باز یابد در برابر تهاجم بیگانه تاب مقاومت نخواهد داشت.

بنابراین مدرن ­سازی در ایران عمدتاً نیازمند وارد کردن نهادهای سیاسی و فن­آوری­های اروپایی بود. این امر تا حدی به­ خاطر سرشت اصلاحات نظامی دفاعی و پذیرش فن­آوری و آموزش نظامی بود. همچنین، بدین سبب که کشورهای اروپایی به شکل بارزی قدرتمندتر بودند. بنابراین، اصلاحات نیازمند تلاش برای تشخیص راز توانمندی اروپا و تقلید از آن بود.

نوسازی در دوره محمدشاه همانند دوره عباس میرزا روندی از بالا بود. دلیل این امر این بود که حکومت در نوک پیکان رویارویی با غرب قرار داشت و بنابراین نخستین نیرویی بود که می­توانست عقب­ماندگی جامعه را در آیینه فرهنگ و تمدن غرب ببیند، و نیز به واسطه ساختار حکومتی و به این دلیل که امکانات و وسایل لازم برای تصمیم­ گیری در اختیار حکومت قرار داشت. به­ علاوه عمده آن عناصر آگاه که می­ توانستند درک اولیه و حداقلی “از چه باید کرد” کسب کنند در دیوانسالاری حکومت بودند. در عین حال،‌ همین واقعیت باعث می ­شد حکومت و صاحب ­منصبان دیوانی برنامه نوسازی را عمدتاً در چارچوب برآوردن نیازهای حکومتی برای بقا، و نه آنچه به مصلحت عمومی جامعه بود، درک و تدوین کنند. این محدودیت اجتناب ­ناپذیری بود که بر روند مدرن­سازی از بالا تحمیل می ­شد.

ضرورت مدرن­سازی فقط ناشی از تهاجم غرب نبود. جامعه سنتی رو به فروپاشی نیز مدرن­سازی را ضروری می­دانست. قاجاران در زوال و فروپاشی دورانی از تاریخ ایران به قدرت رسیده بودند که از آن می­ توان به دوران اقتدار ایلی یاد کرد. دورانی هزارساله که غزنویان شروع شد؛ با سلجوقیان تثبیت گردید؛ با صفویان به اوج رسید و به زمان قاجاران زوال یافت.

مهم­ترین مؤلفه ­های مدرن­سازی در این دوره شامل آشنایی با فن­آوری نظامی اروپا و روش­های مدرن تربیت سربازان می­شد. همچنین وسیله ­ای بود برای آغاز برخی اقدامات دیگر،‌ نظیر ترجمه کتاب­های اروپایی، تأسیس چاپخانه، انتشار روزنامه، تأسیس مدارس و همین­طور تلاش برای نظم­ بخشی به نظام مالیاتی، که به نظر می ­رسد پیش شرط­های لازم برای اصلاح بنیادی نظامی است. محمدشاه همچنین، با اعزام تعدادی از ایرانیان برای تحصیل در اروپا گام مهمی برداشت. از این واقعیت که برنامه مدرن ­سازی بر درک کاستی نظامی و فن­آورانه در اروپا مبتنی بود، چنین برمی ­آید که اروپا هم یک الگوی تغییر و هم تهدیدی نسبت به پیامدهای بی ­تحرکی تلقی می ­شود.

مهم­ترین نتیجه مدرن­ سازی دوره محمدشاه، فراهم کردن بستری گسترده و مناسب جهت ادامه و رشد جریان تجددخواهی ایران در دوره ناصرالدین ­شاه و توسط امیرکبیر می ­باشد. از این رو در دوره محمدشاه قاجار، تلاش­های وی و دولتمردان آن زمان در زمینه فراهم­ سازی زمینه­ های تجددگرایی در ایران که ادامه اقدامات دوره عباس میرزا بود بستر مناسب را برای اصلاحات امیرکبیر فراهم نمود و روند نوگرایی در ایران را شتاب بخشید. بنابراین شایسته است به دوره محمدشاه به عنوان دوره­ای واسطه ­ای – میان دوره عباس میرزا و ناصرالدین شاه- نگریست که روند نوگرایی ایران در دوره قبل را ادامه داد و موجبات تحولات پس از خود را نیز شکل داد.

با نگاهی به اسناد و مدارک تاریخی و تحلیلی بر وضعیت و شرایط کشورداری و مردم ­داری در دوران سلطنت محمدشاه قاجار و شاهان قبل و بعد او و با توجه به طمع انگلیس و روسیه به خاک ایران و رویکردهای استعماری آنها موارد زیر نتیجه می ­شود:

  1. عباس میرزا نایب ­السلطنه، تلاش تربیتی بسیاری در خصوص فرزندش محمد میرزا داشت؛ از این رو به درایتی سیاسی قائم مقام را که مورد اعتماد وی بود، در کنار ولیعهد قرار داد و به هر دو توصیه همکاری نمود که البته در هیچ یک رغبت اولیه و خواسته­ای برای این همکاری وجود نداشت. با این حال به نقش منفی و بازدارنده حاج میرزا آغاسی در تعاملی تربیتی که با وی یافته بود وقوف داشت. تأثرات ترکیبی صوفی مسلکانه و زاهدانه حاجی در شخصیت محمد میرزا رخنه کرده بود.
  2. سلطنت محمدشاه در دوره گذار رخ داد. زمانی که دوره اول حکومت قاجار ( آقامحمدخان و فتحعلی شاه) تمام شده بود و با دوره ناصرالدین شاه دوره دوم شروع می­شد. هویتی که حکومت قاجار در دوره دوم به ­دست آورد، می­ توان به برگردان ثبات و امنیت دوره صفوی به ایران و جلوگیری از تجزیه ایران اشاره کرد.
  3. محمدشاه قاجار آخرین شاه ایران بود که در جنگ­ها شخصاً شرکت می­کرد و با اینکه بیمار بود و صدراعظمی چون حاج میرزا آغاسی داشت اما هم­چنان به توسعه ملی اهمیت می­داد که نمونه ­ای از کارهای او استمرار حرکتی بود که عباس میرزا شروع کرده بود. وی به تبع پدر و حتی بیشتر، دانشجویانی را برای فراگیری علوم نظامی، مهندسی و پزشکی به اروپا گسیل می­ کرد و حتی به استخدام مشاوران نظامی و سایر علوم از کشورهای اروپایی به ­ویژه فرانسه اقدام می­ کرد تا بتواند در مقابل تهاجم­های روس­ها و تسلیحات نظامی پیشرفته آنها مقاومت نماید.
  4. در این دوره ارتباط فرهنگی ایران با کشورهای اروپایی افزایش یافت و به موازات آن فعالیت میسیونرهای مذهبی و تأسیس مدارس مذهبی تحت حمایت آنها افزایش چشمگیری یافت. فعالیت گروه شیخیه و مهم­تر از آن فرقه بابیت توسط علی محمد باب یکی از علمای شیخیه که بعدها به دستور محمدشاه زندانی شد تأثیر زیادی بر اوضاع و احوال ایران برجا گذاشت. حت میرزا آغاسی صوفی با کسب منصب صدارت و تمایل محمدشاه به وی و صوفیه، متصوفه توانستند قدرت سیاسی و اجتماعی کشور را به دست بگیرند.
  5. در واقع شکل ­گیری هویت ملی در ایران به همین جنگ­های ایران و روس برمی­گردد. زمانی که روس­ها توانستند بخش­های شمالی کشور را اشغال کنند و با کمک تسلیحات و اصول نظامی پیشرفته­ تری که نسبت به ایرانی­ها داشتند همواره بر سپاهیان ایران غالب می­شدند؛ در آنجا بود که بحث پیشرفت و توسعه ملی در حوزه نظامی و سایر حوزه­ها مطرح گردید.
  6. در این دوران بود که اولین سفرنامه ­ها از کشورهای اروپایی نوشته شد و مفاهیمی چون دولت و ملت و حتی قلمرو سیاسی و بحث­های ناسیونالیستی در اروپا مطرح بودند و از طریق اشخاص و سفرنامه ­های آنها به ایران منتقل می ­شد.
  7. محمدشاه در جریان اعزام دانشجو به اروپا شخصاً با آنها دیدار می ­کرد و از آنها می­خواست تا تنها به آموزش علم در اروپا همت گمارند و آنها را به حفظ دین و هویتشان تأکید می ­کرد.
  8. بازگشت محصلان از اروپا و سفرنامه ­های آنها پایه ­گذار تجدد و مدرن­سازی و چالشی برای هویت اسلامی- ایرانی در میان روشنفکران ایران بود. اقدامات محمدشاه در این راستا، حاصل شرایط تاریخی بود که در آن نظام­های سیاسی – اجتماعی برآمده از نوآوری­ها، رویاروی نظام سنتی قرار گرفتند و چالش عمیقی را پدید آوردند.

آنچه در دوره محمدشاه انجام شد چیزی جز تمهید مقدمات اصول و لوازم مدرن ­سازی نبود. کوتاهی عمر دولت محمدشاه (۱۴ سال) در مقایسه با دوران قبل و بعد، همراه با مسایل و مشکلات سیاسی و اجتماعی روند تحقق مدرن­سازی را کند کرد. اما در دوره جانشین وی( ناصرالدین شاه)، فرصتی استثنایی برای میرزا تقی­ خان فراهانی فراهم کرد تا با تکیه بر مقام صدارت به مدرن ­سازی همت گمارد.

منابع

  1. آدمیت، فریدون (۱۳۴۰). فکر آزادی در مقدمه نهضت مشروطیت در ایران. تهران: سخن.
  2. افشاری، پرویز (۱۳۷۶).صدراعظم‌های سلسله قاجاریه. تهران: موسسه­ی چاپ و انتشارات وزارت­خارجه.
  3. اکبری، محمدعلی (۱۳۸۴). تبارشناسی هویت جدید ایرانی (عصر قاجاریه و پهلوی اول). تهران: علمی و فرهنگی.
  4. حائری، عبدالهادی (۱۳۷۸). نخستین رویارویی­های اندیشه­گران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی. تهران: امیرکبیر.
  5. جعفریان، رسول (۱۳۸۱). هویت ایرانی در کشاکش تحولات سیاسی ایران در چهار قرن اخیر، در “مؤلفه­های هویت ملی در ایران، به اهتمام گروه تحقیقات سیاسی اسلام. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.”
  6. جلالی، محمدرضا (۱۳۸۶). رفتارشناسی سیاسی مناسبات محمدشاه و حاج میرزا آغاسی در صحنه سیاست ایران. فصلنامه علمی- تحقیقی تاریخ. ۲(۵): ۲۳-۴۰٫
  7. خورموجی، محمدجعفر (۱۳۶۳). حقایق الاخبار ناصری. به کوشش حسین خدیوجم. تهران: نی.
  8. رضایی، عبدالعظیم (۱۳۷۶). تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران. تهران: نشر علمی.
  9. رضایی، عبدالعظیم (۱۳۷۸) گنجینه تاریخ ایران. جلد دوازدهم صفویان، افشاریان، زندیه و قاجار. تهران: اطلس٫
  10. رینگر، مونیکا ام.(۱۳۹۳). آموزش، دین و گفتمان اصلاح فرهنگی در دوران قاجار. ترجمه مهدی حقیقت خواه. تهران: ققنوس٫
  11. ساسانی، خان­ملک (بی­تا). سیاست­گران دوره­ی قاجار. تهران: بابک. چاپ اول.
  12. علیخانی، علی اکبر (۱۳۸۶). اولین لرزه هویتی ایرانیان در ” از هویت ایرانی. نوشته زهرا حیاتی و سید محسن حسینی موخر. تهران: سوره مهر.”
  13. لسان­الملک سپهر، محمدتقی(۱۳۷۷). ناسخ­التواریخ. به کوشش جمشید کیانفر، تهران: اساطیر. جلد اول.
  14. معلم حبیب­آبادی، محمدعلی (۱۳۶۲). مکارم الاثار. تهران: کمال.
    اختصاصی مدنیت نیوز 
موافقممدرن سازی ایران توسط محمدشاه قاجار(2)مخالفممدرن سازی ایران توسط محمدشاه قاجار(0)
مطالب مرتبط
دیدگاه شما